پيغام مدير : HaMe EsMaM o MiDo0NaN , BiKhODi FaZ NADe , AgeH KaSi BeHeT GoFt Ba Man TiRiP DaRe LuF ZaDe .!!!. ---- MoHaMmAd BlAsTeR ---
--------------------كد لينك ما :
برای جستجو در همين صفحه واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنید :
فروردین 1387 آبان 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385
رفع مشكلات وبلاگنويسان سايت آموزش ايرانيان _•°¤(¯`°.* فرشته *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* dadash *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* moosi *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* نازنین *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* hale *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* aram18 *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* shamila *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* eblis *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.*Dre@MS*:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* نیلوفر *:.°´¯)¤°•_ قالب هاي حرفه اي براي شما آموزش هر آنچه شما بخواهيد سايت تخصصي آموزش
قالب های توپ برای شما _•°¤(¯`°.* gilaniha *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* mahin *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* زهرا *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* nina *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* آسمون *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* نادیا *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* ارزو *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* ساجده *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* mojtaba *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* مريم *:.°´¯)¤°•_ دامین رایگان ( 5254 )آرشيو لينكدوني
Mohammad Blaster
تا به حال نفر از اين سایت بازديد كرده اند كه كاربر آنلاين در سایت هستند.
طراح قالب : یعقوب اکتفان
www.pcsuite.tk
( )
برآسمان بی انتهای شب ماهتاب با درخششی بی مانند ظاهرمی شود. مهتاب که رویای عاشقان سرگشته است درگستره نگاه من گویی همه رازدوست داشتن را به تصویر می کشد
دراین ماه پررنگ در این ماه پر تلا لو سیمای ترا میبینم با همان پلک های فرو افتاده و چهره بارانی ابری سیاه از دور دست افق تاریک آسمان می آید و چهره ماه مرا می پوشاند وصورت (تو) پشت این ابرتیره پنهان می شود و ماه من ازمنظرنگاهم ناپدید می شود ناگاه در آسمان برق می زند و رعد غرش می کند و ابری که تصویر ماه مرا پوشانده می بارد بی دریغ و سیل آسا و تو بی وقفه گویی در قلب من می باری و فرو می ریزی.
قطره های درشت باران که در ناودان صدا می کند زمزمه صدای ترا با خود می آورد. می اندیشم که شبهای تو مثل شبهای من پر از باران و اشک است. تو گریه می کنی و آسمان هم می گرید ومن دور از تو و دورازنگاه عاشقت به سختی می گریم. باران که می ایستد چهره مهتاب باردیگراز پس ابرهای تیره سردرمی آورد. من با چشم گریان به ماه می نگرم که دیگر تصویر تو در آن نیست گویی تو قطره قطره باران شده ای و بر قلب من باریده ای. دل عاشق من صدایت می کند ولی تو در آفاق بیکرانه شب گم شده ای. افسوس از کجا بیابم ترا وقتی دیگر مهتاب در آسمان شب نیست.
لينك ثابت
يه لحظه طول مي كشد تا از يكي خوشت بياد
1 دقيقه طول ميكشد تا يكي را بپيچوني
1 ساعت طول مي كشد تا يكي را دوست داشته باشي
1 روز طول مي كشد تا دلت براي يكي تنگ بشه
1 هفته طول مي كشد تا به يكي عادت كني
و حتي كمتر از يك ماه طول ميكشد تا عاشق كسي بشي
اما 1 عمر طول مي كشد تا فراموشش كني!
میخوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه
به جون هر چی قلب صاف رنگ گل شقایقه
یه وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری
بدون یه خدافظی پر نزنی تنها نری
یه موقعی فکر نکنی دلم واست تنگ نمیشه
فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نمیشه
اگه بری شبا چشام یه لحظه ام خواب ندارن
آسمونای آرزو یه قطره مهتاب ندارن
راستی دلت میاد بری؟ بدون من بری سفر؟
بدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر؟
اصلا بگو که دوست داری اینجور دوست داشته باشم؟
اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا کاشته باشم؟
حتی اگه دلت نخواد اسم تو , تو قلب منه
چهرهء تو یادم میاد وقتی که بارون میزنه
به او بگوييد دوستش دارم با صدايي آهسته ،
آهسته تر از صداي بال پروانه ها
به او بگوييد دوستش دارم با صدايي بلند ،
بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق
به او بگوييد دوستش دارم با هيچ صدايي،
چون فرياد دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد
فرياد دوستت دارم را
ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان رساند
پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم دوستت دارم.
دوستت دارم
فردای دیروزت را رها کن
دیروز فرداهایم را رها خواهم کرد
تا با هم امروز را زندگی کنیم
توی ِ چشمات يه نگاهه ؛ تو نگاهت يه پناهه
که واسه اين دل عاشق ؛ ديدنيهای ِ گناهه
تو سراشيبی جاده ؛ توی پيچ يه نگاهت
جايی که سر به هوايی ؛ آخر ِ قصه راهه
منه بی هواس ساده ؛ پرغرور بی مهابا
خيره خيره می دويدم؛ توی ِ چشمی که سياهه
ديگه ويرون شدم اما ؛ تو سرابی که تو بودی
توی ِ راهی که تو پيچش ؛ عکس نازه يه نگاهه
حال مينويسم اينجا ؛ اسمتو تو پيچ کاغذ می کشم تو هر ترانه ؛عکس چشمی که تو راهه
ميترسم از دل خود در کوچه ها خدايا
مي نالم از شب سرد از انتظار يارا
در اين سراي غربت روي مه ات نديدم
در آن سراي جاويد صورتگرم به رويا
روياي عاشقانه ام صداقتي ندارد مآواي عارفانه ام حقيقتي است
دلتنگ دیدارت هستم اگر چه خودم از درون حصار تنهایی ام برایت مینویسم
از روزها و خاطرات خوشی سخن میگویم که محو شده اند
از شروعی مینویسم که پایانی برای ان نیست
از ان همه دل بستگی ها دیوانگی ها ......
باور کن ای مهر بان من که تا ابد چشم به راه باز گشتت خواهم بود
من همان قایق شکسته بی بادبانم که ساحل را در پرتو نور فانوس محبت تو جستجو میکند
وبرای رسیدن به ساحل رهایی وبا تو بودن نه بیم ازامواج سرکش ونه ازطوفانهای سهمگین دارد
اگر ز بال بلندت پری به من برسد به ارتفاع تمنای عشق می بالم
یا لطیف
حدیث دیگری از عشق
قصه ی آن دختر را می دانی ؟
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنیا تنفر داشت
و فقط یکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود
« اگر روزی قادر به دیدن باشم
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »
***
و چنین شد که آمد آن روزی که یک نفر پیدا شد
که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد
و دختر آسمان را دید و زمین را
رودخانه ها و درختها را
آدمیان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست
دلداده به دیدنش آمد
و یاد آورد وعده دیرینش شد :
« بیا و با من عروسی کن
ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »
دختر برخود بلرزید
و به زمزمه با خود گفت :
« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »
دلداده اش هم نا بینا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسری با او نیست
دلداده رو به دیگر سو کرد
که دختر اشکهایش را نبیند
و در حالی که از او دور می شد
هق هق کنان گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی »
..: آخرین ارسال ها :..
آخرین ارسال های انجمن
کپی برداری از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .All Rights Reserved 2005-2006 © by pcsuite.comThe Template Designed By yaghoob ektefan @ www.pcsuite.tk