پيغام مدير : HaMe EsMaM o MiDo0NaN , BiKhODi FaZ NADe , AgeH KaSi BeHeT GoFt Ba Man TiRiP DaRe LuF ZaDe .!!!. ---- MoHaMmAd BlAsTeR ---
--------------------كد لينك ما :
برای جستجو در همين صفحه واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنید :
فروردین 1387 آبان 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385
رفع مشكلات وبلاگنويسان سايت آموزش ايرانيان _•°¤(¯`°.* فرشته *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* dadash *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* moosi *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* نازنین *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* hale *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* aram18 *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* shamila *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* eblis *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.*Dre@MS*:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* نیلوفر *:.°´¯)¤°•_ قالب هاي حرفه اي براي شما آموزش هر آنچه شما بخواهيد سايت تخصصي آموزش
قالب های توپ برای شما _•°¤(¯`°.* gilaniha *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* mahin *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* زهرا *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* nina *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* آسمون *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* نادیا *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* ارزو *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* ساجده *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* mojtaba *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* مريم *:.°´¯)¤°•_ دامین رایگان ( 5254 )آرشيو لينكدوني
Mohammad Blaster
تا به حال نفر از اين سایت بازديد كرده اند كه كاربر آنلاين در سایت هستند.
طراح قالب : یعقوب اکتفان
www.pcsuite.tk
( )
با رفتنت یادم رفته چی بگم یا چی بنویسم.....
راستش یه جورایی حس تنهایی داره از پا میاندازه منو.....
یه روزایی فکر میکردم کافیست که در کنارت باشم....
اما حالا دلم میخواهد در تو ذوب شوم....حل شوم.....نیست شوم
تا هستی بیابم و هست شوم......
این نوشته ها گلایه نیستند....
فقط از سر دلتنگی نوشتم.....
به دل نگیر ....
خیلی تنهام...
خیلی
چشم مرا گرفته اي ذهن مرا گرفته اي قلب مرا گرفته اي روح مرا گرفته اي ،قابل اگر تو را بود جان مرا زمن بگير ولي دست مرا رها مکن
يک نظري به ما بکن نظر به خاک پا بکن به خاطر اقاقيا دست مرا رها مکن
با تو چو درگير شدم در قل و زنجير شدم ، هي زبر و زير شدم از همه کس سير شدم حال اگر پير شدم سخت زمين گير شدم به حرمت جوانه ها دست مرا رها مکن
اگر چه من کهنه شدم ،پشت به کهنه ها مکن به خنجر بهانه ها دست مرا رها مکن
ا دست منو رها مکن
لينك ثابت
بين حقيقت و رويا يك دنيا فاصله است
دوباره كبو تر دلم در هواى آشيانه بال و پر مى زند مرغ دلم به ياد او غمگينانه مى خواند و شقايق چشمهايم براي نسيم رحمتش جامه مى درد ديرى است كه درياى وجود طوفانى است وساحل مى جويد حال غريبى است اين بى تابى دل مرواريد اشك بر چهره مى ريزد و راهى براى گريختن از درياى چشم مى جويد دل در سينه نمى گنجد رودى است كه در جستجوى دريا مى خروشد ذره اى است كه مى خواهد خود را به خورشيد پيوند بدهد نمى دانم بر اين بى تابى دل چه خواهد گذشت؟ شايد هنگام رفتن است شايد زمان جوش و خروش است دريا صدفى در دل پرورانده است و صدف در جستجوى پروراندۀ خويش است دل بى قرار است ديگر درنگ جايز نيست تير غم جانان در دل شكسته است بايد هزار دستان را آزاد كرد بايد سر بر اوج آسمان نهاد آرى ديگر درنگ جايز وقت اندك است
دوباره كبو تر دلم در هواى آشيانه بال و پر مى زند مرغ دلم به ياد او غمگينانه مى خواند و شقايق چشمهايم براي نسيم رحمتش جامه مى درد ديرى است كه درياى وجود طوفانى است وساحل مى جويد حال غريبى است اين بى تابى دل مرواريد اشك بر چهره مى ريزد و راهى براى گريختن از درياى چشم مى جويد دل در سينه نمى گنجد رودى است كه در جستجوى دريا مى خروشد ذره اى است كه مى خواهد خود را به خورشيد پيوند بدهد نمى دانم بر اين بى تابى دل چه خواهد گذشت؟ شايد هنگام رفتن است شايد زمان جوش و خروش است
دوباره كبو تر دلم در هواى آشيانه بال و پر مى زند
مرغ دلم به ياد او غمگينانه مى خواند
و شقايق چشمهايم براي نسيم رحمتش جامه مى درد
ديرى است كه درياى وجود طوفانى است وساحل مى جويد
حال غريبى است
اين بى تابى دل
مرواريد اشك بر چهره مى ريزد
و راهى براى گريختن از درياى چشم مى جويد
دل در سينه نمى گنجد
رودى است كه در جستجوى دريا مى خروشد
ذره اى است كه مى خواهد خود را به خورشيد پيوند بدهد
نمى دانم بر اين بى تابى دل چه خواهد گذشت؟
شايد هنگام رفتن است
شايد زمان جوش و خروش است
دريا صدفى در دل پرورانده است
و صدف در جستجوى پروراندۀ خويش است دل بى قرار است ديگر درنگ جايز نيست تير غم جانان در دل شكسته است بايد هزار دستان را آزاد كرد بايد سر بر اوج آسمان نهاد آرى ديگر درنگ جايز وقت اندك است
و صدف در جستجوى پروراندۀ خويش است
دل بى قرار است ديگر درنگ جايز نيست
تير غم جانان در دل شكسته است
بايد هزار دستان را آزاد كرد
بايد سر بر اوج آسمان نهاد
آرى ديگر درنگ جايز
وقت اندك است
بايد كارى كردكه دل آرام بگيرد
بايد...
با سکوت زیرکانه منو فریاد زدی با چشات دوست دارم رو تو گوشم داد زدی با نگاه عاشقت مست مستم کردی به می و جام و سبو باده پرستم کردی الهی الهی تا نفس تو سینه هست بمونی برای من چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را که آهوی وحشی را ازین خوشتر نمی گیرد سخن در احتیاج ما و استغنای معشوق است چه سود افسونگری ای دل چو در دلبر نمی گیرد خدا را رحمی ای منعم که درویش سر کویت دری دیگر نمی داند رهی دیگر نمی گیرد بدین شعر تر شیرین ز شاهنشه عجب دارم که سر تا پای"حافظ " را چرا در زر نمی گیرد
با سکوت زیرکانه منو فریاد زدی
با چشات دوست دارم رو تو گوشم داد زدی
با نگاه عاشقت مست مستم کردی
به می و جام و سبو باده پرستم کردی
الهی الهی تا نفس تو سینه هست
بمونی برای من
چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را که آهوی وحشی را ازین خوشتر نمی گیرد سخن در احتیاج ما و استغنای معشوق است چه سود افسونگری ای دل چو در دلبر نمی گیرد خدا را رحمی ای منعم که درویش سر کویت دری دیگر نمی داند رهی دیگر نمی گیرد بدین شعر تر شیرین ز شاهنشه عجب دارم که سر تا پای"حافظ " را چرا در زر نمی گیرد
تنهایی را دوست دارم دارم زیرا بی وفا نیست تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست تنهایی را دوست دارم زیرا ... در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد کجایی تنهایی؟
تنهایی را دوست دارم دارم زیرا بی وفا نیست
تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست
تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم
تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست
تنهایی را دوست دارم زیرا ...
در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان
خواهم کرد
کجایی تنهایی؟
توي
اين دور و زمونه
دوتا عاشق ديوونه يكيشون
ستاره شب اون يكي دشت جنونه
هر دوتا يه دنيا عشقن دلاشون مثل بلوره
يكيشون به جنس الماس اون يكي از جنس نوره
آنگاه که ضربه های تیشه زندگی را به ریشه
آرزوهایت احساس کردی
بخاطر بیاور که زیبایی شهابها از شکستن قلب
ستارگان است
می دانم سر انجام روز فراموش شدنم را جشن می گیری
روزی که خاطرم از خاطراتت محو می شود
ودیگر نامم مثل یک آشنا
تو را به یاد شیطنت های کودکانه ی من نمی اندازد
روزی که شاید دیر و دور نباشد
و من می دانم که آن روز
روزمرگ همه ی رویاهای شیرین من است
راستی چه کودکانه بود دل سپردنم
و چه عاشقانه بو د عاشق شدنم
چشمهایم نرگس چشمهای تو را می دید
در گوشهایم لالایی نجوای تو انعکاس داشت
و قلبم فقط هرم گرمای محبت تو را حس می کرد
و لبانم جز نام تو خواندن را تردید داشت
امروز را دلخوشم به اینکه
به حرمت قلب پاک کفتران خانگی دلم را نمی شکنی
اما فردا را به چه دلخوش باشم
به چه بهانه ای بغض هایم را
از ستاره های پشت شیشه ی اتاقم پنهان کنم
همان ها که با من عاشق زمین شدند
و به مهربانی آسمان دل خوش کردند
و با من راز دل ابرها را در گوش باد زمزمه کردند
به من نگاه کن
نگو که از دست دلم خسته نیستی
زبان نگاهت گویا تر از کلامت دلم را به آتش می کشد
پس برای یک لحظه ی دیگر مرا مهمان پرنده ی نگاهت کن
دیدی؟
دیگر یاد من هوای دلت را بارانی نمی کند
و دیگر چشمهایت دلتنگ چشمهایم نمی شود
دیدی راست می گفتم
چه ساده بود عاشق شدنم
و چه آسانتر فراموش گشتنم
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...
چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن
..: آخرین ارسال ها :..
آخرین ارسال های انجمن
کپی برداری از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .All Rights Reserved 2005-2006 © by pcsuite.comThe Template Designed By yaghoob ektefan @ www.pcsuite.tk