پيغام مدير : HaMe EsMaM o MiDo0NaN , BiKhODi FaZ NADe , AgeH KaSi BeHeT GoFt Ba Man TiRiP DaRe LuF ZaDe .!!!. ---- MoHaMmAd BlAsTeR ---
--------------------كد لينك ما :
برای جستجو در همين صفحه واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنید :
فروردین 1387 آبان 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385
رفع مشكلات وبلاگنويسان سايت آموزش ايرانيان _•°¤(¯`°.* فرشته *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* dadash *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* moosi *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* نازنین *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* hale *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* aram18 *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* shamila *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* eblis *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.*Dre@MS*:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* نیلوفر *:.°´¯)¤°•_ قالب هاي حرفه اي براي شما آموزش هر آنچه شما بخواهيد سايت تخصصي آموزش
قالب های توپ برای شما _•°¤(¯`°.* gilaniha *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* mahin *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* زهرا *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* nina *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* آسمون *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* نادیا *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* ارزو *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* ساجده *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* mojtaba *:.°´¯)¤°•_ _•°¤(¯`°.* مريم *:.°´¯)¤°•_ دامین رایگان ( 5254 )آرشيو لينكدوني
Mohammad Blaster
تا به حال نفر از اين سایت بازديد كرده اند كه كاربر آنلاين در سایت هستند.
طراح قالب : یعقوب اکتفان
www.pcsuite.tk
( )
توی ِ چشمات يه نگاهه ؛ تو نگاهت يه پناهه
که واسه اين دل عاشق ؛ ديدنيهای ِ گناهه
تو سراشيبی جاده ؛ توی پيچ يه نگاهت
جايی که سر به هوايی ؛ آخر ِ قصه راهه
منه بی هواس ساده ؛ پرغرور بی مهابا
خيره خيره می دويدم؛ توی ِ چشمی که سياهه
ديگه ويرون شدم اما ؛ تو سرابی که تو بودی
توی ِ راهی که تو پيچش ؛ عکس نازه يه نگاهه
حال مينويسم اينجا ؛ اسمتو تو پيچ کاغذ می کشم تو هر ترانه ؛عکس چشمی که تو راهه
لينك ثابت
دلتنگ دیدارت هستم اگر چه خودم از درون حصار تنهایی ام برایت مینویسم
از روزها و خاطرات خوشی سخن میگویم که محو شده اند
از شروعی مینویسم که پایانی برای ان نیست
از ان همه دل بستگی ها دیوانگی ها ......
باور کن ای مهر بان من که تا ابد چشم به راه باز گشتت خواهم بود
من همان قایق شکسته بی بادبانم که ساحل را در پرتو نور فانوس محبت تو جستجو میکند
وبرای رسیدن به ساحل رهایی وبا تو بودن نه بیم ازامواج سرکش ونه ازطوفانهای سهمگین دارد
اگر ز بال بلندت پری به من برسد به ارتفاع تمنای عشق می بالم
یا لطیف
حدیث دیگری از عشق
قصه ی آن دختر را می دانی ؟
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنیا تنفر داشت
و فقط یکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود
« اگر روزی قادر به دیدن باشم
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »
***
و چنین شد که آمد آن روزی که یک نفر پیدا شد
که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد
و دختر آسمان را دید و زمین را
رودخانه ها و درختها را
آدمیان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست
دلداده به دیدنش آمد
و یاد آورد وعده دیرینش شد :
« بیا و با من عروسی کن
ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »
دختر برخود بلرزید
و به زمزمه با خود گفت :
« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »
دلداده اش هم نا بینا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسری با او نیسپ
دلداده رو به دیگر سو کرد
که دختر اشکهایش را نبیند
و در حالی که از او دور می شد
هق هق کنان گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی »
زندگی یعنی نگاه آفتاب
زندگی يعنی دو رکعت عشق ناب
زندگی خورشيد پر خون است و بس
سايه لک بيد مجنون است و بس
زندگی فریاد سرخ بادهاست
انعکاس تیشه فرهادهاست
می دانم سر انجام روز فراموش شدنم را جشن می گیری
روزی که خاطرم از خاطراتت محو می شود
ودیگر نامم مثل یک آشنا
تو را به یاد شیطنت های کودکانه ی من نمی اندازد
روزی که شاید دیر و دور نباشد
و من می دانم که آن روز
روزمرگ همه ی رویاهای شیرین من است
راستی چه کودکانه بود دل سپردنم
و چه عاشقانه بو د عاشق شدنم
چشمهایم نرگس چشمهای تو را می دید
در گوشهایم لالایی نجوای تو انعکاس داشت
و قلبم فقط هرم گرمای محبت تو را حس می کرد
و لبانم جز نام تو خواندن را تردید داشت
امروز را دلخوشم به اینکه
به حرمت قلب پاک کفتران خانگی دلم را نمی شکنی
اما فردا را به چه دلخوش باشم
به چه بهانه ای بغض هایم را
از ستاره های پشت شیشه ی اتاقم پنهان کنم
همان ها که با من عاشق زمین شدند
و به مهربانی آسمان دل خوش کردند
و با من راز دل ابرها را در گوش باد زمزمه کردند
به من نگاه کن
نگو که از دست دلم خسته نیستی
زبان نگاهت گویا تر از کلامت دلم را به آتش می کشد
پس برای یک لحظه ی دیگر مرا مهمان پرنده ی نگاهت کن
دیدی؟
دیگر یاد من هوای دلت را بارانی نمی کند
و دیگر چشمهایت دلتنگ چشمهایم نمی شود
دیدی راست می گفتم
چه ساده بود عاشق شدنم
و چه آسانتر فراموش گشتنم
دوباره كبو تر دلم در هواى آشيانه بال و پر مى زند مرغ دلم به ياد او غمگينانه مى خواند و شقايق چشمهايم براي نسيم رحمتش جامه مى درد ديرى است كه درياى وجود طوفانى است وساحل مى جويد حال غريبى است اين بى تابى دل مرواريد اشك بر چهره مى ريزد و راهى براى گريختن از درياى چشم مى جويد دل در سينه نمى گنجد رودى است كه در جستجوى دريا مى خروشد ذره اى است كه مى خواهد خود را به خورشيد پيوند بدهد نمى دانم بر اين بى تابى دل چه خواهد گذشت؟ شايد هنگام رفتن است شايد زمان جوش و خروش است دريا صدفى در دل پرورانده است و صدف در جستجوى پروراندۀ خويش است دل بى قرار است ديگر درنگ جايز نيست تير غم جانان در دل شكسته است بايد هزار دستان را آزاد كرد بايد سر بر اوج آسمان نهاد آرى ديگر درنگ جايز وقت اندك است
دوباره كبو تر دلم در هواى آشيانه بال و پر مى زند مرغ دلم به ياد او غمگينانه مى خواند و شقايق چشمهايم براي نسيم رحمتش جامه مى درد ديرى است كه درياى وجود طوفانى است وساحل مى جويد حال غريبى است اين بى تابى دل مرواريد اشك بر چهره مى ريزد و راهى براى گريختن از درياى چشم مى جويد دل در سينه نمى گنجد رودى است كه در جستجوى دريا مى خروشد ذره اى است كه مى خواهد خود را به خورشيد پيوند بدهد نمى دانم بر اين بى تابى دل چه خواهد گذشت؟ شايد هنگام رفتن است شايد زمان جوش و خروش است
دوباره كبو تر دلم در هواى آشيانه بال و پر مى زند
مرغ دلم به ياد او غمگينانه مى خواند
و شقايق چشمهايم براي نسيم رحمتش جامه مى درد
ديرى است كه درياى وجود طوفانى است وساحل مى جويد
حال غريبى است
اين بى تابى دل
مرواريد اشك بر چهره مى ريزد
و راهى براى گريختن از درياى چشم مى جويد
دل در سينه نمى گنجد
رودى است كه در جستجوى دريا مى خروشد
ذره اى است كه مى خواهد خود را به خورشيد پيوند بدهد
نمى دانم بر اين بى تابى دل چه خواهد گذشت؟
شايد هنگام رفتن است
شايد زمان جوش و خروش است
دريا صدفى در دل پرورانده است
و صدف در جستجوى پروراندۀ خويش است دل بى قرار است ديگر درنگ جايز نيست تير غم جانان در دل شكسته است بايد هزار دستان را آزاد كرد بايد سر بر اوج آسمان نهاد آرى ديگر درنگ جايز وقت اندك است
و صدف در جستجوى پروراندۀ خويش است
دل بى قرار است ديگر درنگ جايز نيست
تير غم جانان در دل شكسته است
بايد هزار دستان را آزاد كرد
بايد سر بر اوج آسمان نهاد
آرى ديگر درنگ جايز
وقت اندك است
بايد كارى كردكه دل آرام بگيرد
بايد...
حرف نگفته ( )
مينويسم.مينويسم تا ثبت شود. مينويسم تا ثبت شود در خاطر كاغذ.
آري، مينويسم تا ثبت شود بر خاطر كاغذ لحظه لحظه ي مردنم.
تا امروز گمان ميكردم اين لحظات هستند كه از پس هم ميميرند.
اما امروز فهميدم كه در پس اين لحظات اين منم كه ميميرم.
ندونستم توي اين دنياي فاني نمي شه هم زبون رازقي بود...
ميون اين همه آوارگيها نمي شه فكر عشق و عاشقي بود...
هنوزم فكر مرغاي مهاجر به غير از گريه تعبيري نداره......
دلم تنگه از اين دنياي فاني .......
از اين شبهاي سرد و بي ستاره........
از اين شبهاي سرد و بي ستاره.......
بندگی لازمه ی حرکت سیال من است
زندگی شغل شریف من و امثال من است
روی پیشانی من مهر عظیمی است زمین
آسمان قبله ترین قبله ی آمال من است ...
..: آخرین ارسال ها :..
آخرین ارسال های انجمن
کپی برداری از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .All Rights Reserved 2005-2006 © by pcsuite.comThe Template Designed By yaghoob ektefan @ www.pcsuite.tk